به نام "او"
ما ز یاران چشم یاری داشتیم ... خود غلط بود آنچه میپنداشتیم!
رسمش این نبود!
رسمش این نبود که مسلم این گونه تنها بماند ...
اگر از دشمنان تیغ میخورد شاید دردش کمتر می بود ... ولی وقتی به امید دوستان میروی دیگر ماجرا تغییر می کند ...
عجب روزگاری شده است ...
عجب زمانه ای ...
چقدر جوانمردی را روزانه قربانی می کنیم !
ای کاش کمی نور می یافتم در این خرابه ... ای کاش کمی نور می یافتم ...
ای کاش هر چه زودتر از این شهر رفت ...
بارها آزموده ام در این شهر بختم را ولی ... دیگر باید رخت بربست ... یا با همسفر یا ...
"مسافر"
برچسب: جوانمردی,جوانمردی در ورزش,جوانمردی چیست,جوانمردی علی,جوانمردی های تختی,جوانمردی در فوتبال,جوانمردی شعر,جوانمردی سازمانی,جوانمردی تختی,جوانمردی و مردانگی,
نویسنده: سام هاشمی
تاريخ: دوشنبه
29 شهريور
1395 ساعت: 21:12