آمدم بنویسم از شنیده هایم... و سکوت چشمانش را شنیدم... آمدم بنویسم از شکست... و شکستم را سال ها پیش باور کرده بودم... آمدم بنویسم از بودن در حیات وحش... و هجوم وحشیانه خاطرات را چشیدم... آمدم بنویسم از کافه مارکوف.... و لطافت احساس مرا حیران کرد... آمدم بنویسم از "خودم"... و چقدر این واژه نا آشناست...