خرید بک لینک

به نام "او"


مدتی ننوشتم


دفترچه روزهای پرتقالی ام تمام شده است


با یکی از رنگین ترین صفحات تاریخ به پایان رسید...


و مدتی سکوت کردم ...


در حقیقت به سکوت رسیدم


شاید مرا به سکوت رسانده اند!


این روزها فهمیده ام که معنای صبر توقف نیست ...


صبر به معنی استقامت ورزیدن بر مسیری است که جهان تو را منع می کند از پیمودنش!




چیزهای دیگری را نیز کشف میکنم ... بعد سریع آن ها را زیر خروارها خاک دفن می کنم تا که حواسم به آن ها پرت نشود.


احساس میکنم که ایراد از طرح است!


طرحی که برای چیزی طراحی شده که ممکن نیست.


شاید سکوت


شاید پنجره


شاید چای


شاید باران


شاید صندلی


شاید سفر


می تواند مرا آرام کند ... این که حس خوبی داشته باشم ...


این که برای سفر ابدی آماده می شوی


روزی در راه این سفر همه چیز تمام می شود


من تمام می شوم ... قصه ام ...


و من در کنار پنجره، روی صندلی نشسته ام و گرمای چای را به باران هدیه می کنم


این جا هنوز رویایی زنده است ... در ضربان من می جنبد!


از سینه ام به سوی پاهایم روان می شود ... و پاهایم رویای دیرین را اجابت می کنند...


کفش هایم را می پوشم ... کوله ام را بر میدارم ... به سمتی قدم بر می دارم و دستانم در ...


از صندلی بر می خیزم ... چایم تمام شده است .. باید بروم کارهای فردا مانده است ...


درست مثل رویایم که در قلبم می ماند.



" مسافر "

برچسب: نویسنده: سام هاشمی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ساعت: 9:58

صفحه بندی